چگونه به علایق یکدیگر و فرزندانمان پی ببریم!

نقل قول (با کمی تلطیف):

«بین تربیت فرزند با هدف “موفق شدن و راضی شدن او و ایجاد فضایی برای لمس تجربه‌ی زندگی” با تربیت فرزند با هدف “احساس آرامش خودم و اینکه بگویم: من هر چه از دستم برمی‌آمد کردم” فاصله‌ی زیادی وجود دارد و عموماً این دو مفهوم با هم در تضاد قرار می‌گیرند.

آن ها حاضرند فرزندشان، بدون اینکه علاقه‌ای داشته باشد، به رشته‌ی مورد ترجیح ایشان برود. سال­ها عمرش را بسوزاند. بعدها بی انگیزگی و افسردگی را تجربه کند. و بعد بنشینند و حق به جانب به مخاطب خود بگویند:

تو که می دانی. من همه‌ی زندگی‌ام را صرف او کردم.

چه صبح‌ها که وقتی خواب بود، برایش غذا درست کردم.

چه شبها که خانه را آرام نگه داشتم تا برای کنکور بخواند.

نمی‌دانم چرا این طور شده.

آن­ ها می‌ترسند که از فرزندشان برای رسیدن به رؤیاهایی که دارد، برای درس‌ خواندن در رشته‌هایی که دوست دارد، برای ساختن آینده‌ای که می‌پسندد، برای انتخاب سبک زندگی که ترجیح می‌دهد، حمایت کنند.

چون اگر در این راه، شکستی در کار باشد، خودشان را مقصر خواهند دانست.»(بر اساس مطالب کانالی در تلگرام)

متن بالا را البته با کمی تصرف و تلخیص از گفته های یکی از کارشناسان مشهور مدیریت در کانال تلگرام، برداشت کردیم. خوب که نگاه کینم، شاید راست می گوید! بارها شده در مواجه با یک دانش آموز هنرستانی در مقایسه با یک دانش آموز ریاضی یا تجربی، هرچند در کلام تمام رشته ها را خوب بیان کرده ایم، ریاضی و تجربی را در دلمان بالاتر دانسته­ ایم. چه بسیارند هنرمندان و صنعتگرانی که با هر معیاری از بسیاری از استادان دانشگاه پزشکی و مهندسی توانستند موفق­ تر باشند! کمی دقت کنیم!

آیا فرزندمان در آن­جایی است که جای اوست؟

آن­ جا کجاست؟

شاید باورش مشکل باشد(باور قلبی نه زبانی!) ولی بزرگ ترین عامل محرّک برای موفقیت را می ­توان علاقه دانست! علاقه است که ما را وادار می­کند خواب لذیذ را کنار بگذاریم و صبح زود برای رسیدن به هدفی که دوستش داریم، تلاش کنیم! جای ما آنجاست که قلباً می خواهیم آن­جا باشیم. جایی که با تمام وجود بتوانیم تلاش کنیم بدون هیچ محرّک خارجی دیگر! این یعنی زندگانی!

اشتباه بسیاری از افراد، حتی کارشناس، این است که تصور می­ کنند موفقیت، یعنی مقدار قابل توجهی پول به دست بیاوریم و یک موقعیت اجتماعی، رفاهی و مالی برتر نسبت به دیگران داشته باشیم. در جواب باید گفت به اطراف خود نگاه کنید آیا تمام افرادی که به چنین موفقیت هایی رسیدند، از زندگی خود راضیند؟ یکی از نشانه­ ها و پیامد­های رضایت از زندگی داشتن حال خوب و در نتیجه اخلاق خوب و پیامد آن خوش رویی است. آیا در دادگاه ­های خانواده، نزاع­ ها و… فقط فقرا صف بسته اند؟ چه بسیارند کسانی که از لحاظ مادی در بهترین شرایطند ولی در آرزوی یک شب خواب با خیال راحت تا پایان عمر حسرت به دل می مانند! پیدا می شوند گاهی پزشکان بداخلاقی که با بیمار مانند دشمن خود رفتار می کنند و به جای شفا با ضربه روحی که به مراجعان می­زنند… . پول، موقعیت، رفاه، ابزارهایی برای رسیدن به راحتی هستند، ولی همه چیز نیستند! و ما بسیار شنیده ایم و باور نکرده ایم!

پس چه کار کنیم؟!

چه بخواهیم، چه نخواهیم، همه­ ی ما برای فرزندانمان برنامه ای داریم. نمی توان برنامه نداشت! این از وظایف مدیر هر مجموعه ایست که برای کل آن مجموعه برنامه­ ای کلان داشته باشد.  ولی در خانواده به نظر می­رسد اصول تدوین این برنامه کمی متفاوت است.البته این امری طبیعی است. خانواده یک نهاد اجتماعی است که از اعضای آن تشکیل شده و این اعضا هریک وظایف و حقوقی دارند که همه­ ی ما به قدر کفایت آگاهیم. مشخصه های دیگری نیز هست که مجال گفتن آن­ ها نیست. برگردیم به سخن اول برنامه­ ریزی برای اعضای خانواده.

راه حل، تدوین برنامه ­ای است­ که علایق را بتواند مد نظر قرار دهد.

در این رابطه خوب  فکر کنید. این مسأله هم مانند بسیاری از مسائل دیگر یک روش جامع و متقن ندارد. هریک از خانواده­ ها باید به دنبال راه خودش باشد. ولی در این­جا لازم می­ دانیم برای ایجاد یک تصویر از آن­چه مد نظر داشتیم، کمی جلوتر برویم.

ایجاد یک بستر برای آن که اعضای خانواده بتوانند آن­چه در درون دارند بیان کنند. علایق و خواسته های خود را  مطرح کنند و پاسخ­ هایی قانع کننده و مشارکتی دریافت نمایند، می تواند راه حلی مناسب باشد. در بسیاری از خانواده ها چنان اولیا برروی یک خواسته­ ی مشخص تمرکز ، پافشاری و اصرار دارند که فرزندان احساس می کنند اگر برخلاف آن کلامی بگویند مرتکب اشتباهی نابخشودنی شده ­اند.! پیامد چنین رفتاری در بسیاری از مواقع واکنش­ های انفجاری را در پی دارد! یعنی فرزندان یا حتی در بعضی از مواقع یکی از زوجین که مدت­ ها برخلاف میلش زندگی کرده به صورت ناگهانی صبر خود را از دست داده و رفتاری همراه با پرخاش و اعتراض و نهایتاً دعوا از خود بروز می دهد. این امر ممکن است صدمات جبران ناپذیری بر خانواده وارد کند و منجر به شکسته شدن حرمت­ ها شود!

توضیح بیشتر راه حل:

برای جلوگیری از چنین لطماتی و همچنین هموار کردن راه موفقیت تک تک اعضای خانواده والدین و فرزندان می ­توانند آستانه­ ی تحمل خود را بالا ببرند! بسیاری از ما خود را موظف می­دانیم به محض شنیدن دیدگاهی که با نظر ما متفاوت است سریعاً خشمگین شویم! کاری که خود می­دانیم دستاوردی ندارد!

انتظار تغییر بنیادی در طرز تفکر دیگران در یک متن و چند بند توقعی بی جا است و چنین قصدی وجود ندارد!همه­ ی ما شیوه ­های خاص خودمان را داریم. ولی پیشنهاد می شود این راه را امتحان کنید(همه­ ی اعضای خانواده):

1)اگر نظر هریک از اعضای خانواده کاملاً با شما متضاد بود، این را قبول کنید که به هر حال او شما را دوست دارد و هدفش دشمنی نیست!

2)در چنین مباحثاتی اجازه دهیم طرف مقابل(همسر،فرزند، پدر یا مادر)سخن خود را در آرامش و کامل بگوید و از حرف زدن نترسد.

3)با این که می­ دانیم نظر ما قطعاً درست است و طرف مقابل ما در اشتباه کامل به سر می برد! بیاییم یک لحظه سعی کنیم این موضوع را کاملاً فراموش کنیم. و یا این دید به سخنان او گوش دهیم. طوری که طرف مقابل حتی متوجه اختلاف نظر ما نشود!

4) در مورد حرف های طرف مقابل تا می توانیم با دید باز برخورد کنیم و سعی کنیم نظرات مشترک را بیابیم.پیدا کردن اشتراک بهترین راه حل است.

5) کمی خود را جای طرف مقابل خود بگذاریم و ببینیم نوع نگاه او چگونه است از این طریق می ­توانیم به شناخت کامل­ تری برسیم و بهترین پاسخ را بدهیم. یعنی اجازه دهیم طرف مذاکره­ ی ما خودش را در میان حرف ­هایش به ما معرفی کند! باور کنید افراد در شرایط امن چیزهایی را بروز می­ دهند که در فضای دیگر هیچ گاه متوجه آن­ ها نخواهیم شد! ازجمله محبت و صمیمتی که نسبت به ما دارند.

6) در مقابل سکوت نکنیم و تمامی حقوق بالا را برای خود نیز قائل شویم. یعنی ملاحظه کاری بی مورد نکنیم. شرایط را برای گفتن نظراتمان مهیا کنیم. ایجاد شرایط مناسب وظیفه­ ی ماست. نباید این را به گردن طرف مقابل انداخت! برخورد مناسب و همراه با محبت بهترین راه برای ایجاد شرایط است.

7) بدترین و افتضاح ترین زمان برای گفتگوهای این­ چنینی در زمانی است که طرف مقابلمان خسته است یا از موضوع ثانویه­ ای که حتی شاید از نظر او از بحث ما مهم تر است ناراحت و نگران است. وظیفه­ ی ماست که حال اورا مراعات کنیم ( مخصوصاً اگردر حال صحبت با پدر خود هستیم!) اگر کمکی از دستمان بر می آید دریغ نکنیم. مطمئن باشید زمانی که دیگران ما را در کنار خود ببینند بهتر حرفمان را می­ فهمند.(همه!)

8)حال اگر حرفمان به کرسی ننشست!

نظرمان را بیان کنیم و از طرف مقابل بخواهیم که با در نظر گرفتن خواست ما خودش یک پیشنهاد بهتر دهد و آمادگی خود را در فضایی صمیمی برای پذیرش هر پیشینهادی که مناسب است، نشان دهیم.(واقعاً آماده باشیم!)

خوب تا این­ جا راهکاری پیشنهادی و (احتمالاً!)مؤثر را برای ایجاد فضایی برای رسیدن به علایق مشترک بیان کردیم. ابتکار عمل با شماست. اگر بازهم  احساس کردید به نتیجه مطلوبتان نرسیدید، می­ توانید از مشاور خود راهنمایی­ های بیش تری بخواهید.

                                                                                                                         سربلند باشید، صبوحی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *